اسكندر بيگ تركمان
123
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
تاريخ توبه دادن شد « توبة نصوحا » * سر الهى است اين منكر مباش اين را مجملا در زمان دولت همايون آن حضرت خلايق و عباد الله تقوى و پرهيزگارى شيوه و شعار خود گردانيده بطاعات و عبادات ميگذرانيدند در امر معروف و نهى منكر بنوعى مبالغه فرمودند كه قصه خوانان و معركه گيران از امورى كه در او شايبهء لهو و لعب باشد ممنوع گشته پانصد تومان ترياك فاروق كه در سركار خاصهء شريفه موجود بود بشبههء حرمت در آب روان حل كردند به جهت مولود هر يك از حضرات چهارده معصوم عليهم السلام مبلغى معين نذر فرموده بودند و هر ساله وجه مولودى را بيك طبقه از سادات عظام محال يقين التشيع ميدادند كه در ميان ايشان قسمت ميشد و در اكثر بلاد سواد اعظم و و شهرهاى معتبر نان تصدق تعيين فرموده به فقراء و محتاجان ذكور و اناث بينواى آن شهر ميدادند در بلاد شيعه بتخصيص مشهد مقدس معلى و سبزوار و استرآباد و قم و كاشان و يزد و تبريز و اردبيل چهل نفر از ايتام ذكور و چهل نفر از اناث ملبوس و ما يحتاج تعيين فرموده معلم و معلمهء شيعه مذهب پرهيزگار و خدمتكاران صلاحيت شعار قرار داده تربيت ميكردند و در هنگام بلوغ هر كدام را با ديگرى تزويج داده غير بالغى در عوض ميآورند تخفيفات و تصدقات كه برعاياى ممالك و براياى مسالك دادهاند اولا وجوه تمغاى شوارع است كه از زمان سلاطين ماضيه استمرار يافته از تجار و متمولين مترددين بازيافت ميشد و هر ساله موازى هزار تومان شاهى عراقى بحصول مىپيوست بر وفق خوابى كه حضرت صاحب الزمان عليه صلوات الرحمان را ديده بودند و در عالم رؤيا اشاره بدينمعنى شده بود در سال اثنى و سبعين و تسعمائة بتجار و مترددين بخشيده تمغاچيان از ممالك بر طرف شدند و آثارى از وجوه نماند . بيت اثر نماند ز تمغا به غير از آن داغى * كه در درونهء تمغاچى از غم تمغاست مال محترفه و مواشى و مراعى اكثر ممالك خصوصا محال شيعه بتخفيف رعايا مقرر كرده از دفاتر اخراج نمودند از بركت حسن اعمال زمان دولتش پنجاه و چهار سال امتداد يافت بفيروزى و اقبال گذرانيد در عهد اسلام به غير از مستنصر بالله علوى هيچ پادشاهى پنجاه و چهار سلطنت نكرده در عهد همايونش سپاهى و رعيت كامياب فراغت و عافيت بودند جميع مهمات كارخانهء سلطنت را نظامى و انتظامى داده بودند كه الى غايت در عرصهء [ 95 ] ايران اختيارات طبع وقادش قدوه و قانون است ايام زندگانى آن بانى مبانى جهانبانى شصت و چهار سال و يك ماه و بيست و پنج روز بود هشت سال در زمان خاقان سليمان شأن از قبل والد عاليشأن سلطنت خراسان كرد و پنجاه و سه سال و ششماه و بيست و شش روز سرير آراى ملك ايران بود سادات و علماء و اكثر اعيان بل كافهء خلايق در روز اينواقعه غم اندوز بر حيات خويش لرزان و از اين مصيبت بنوعى حسرت زده و پريشان گرديدند كه گويا عالم دگرگون گشته علامت روز محشر در ميان خلايق پديد آمده است از امتداد زمان سلطنت آن حضرت در بلاد عجم كسى كه فترت پادشاه گردش ديده باشد نبود از سلاطين عالم نامى شنيده به غير از آن حضرت پادشاهى نديده بودند اين واقعهء عظيمه بر عامهء خلايق بغايت دشوار نموده علماء اعلام و فقهاء كرام خصوصا مير سيد حسين مجتهد جبل عاملى حسب الصلاح امراء بدولتخانه مباركه آمده جسد مطهرش را بآئين شريعت غزا غسل داده در يورت شيروانى كه ما بين باغچهء حرم و ديوانخانه بود بامانت گذاشتند در زمان سلطنت اسمعيل ميرزا بنوعى كه در طى احوال او مرقوم ميگردد نقل مشهد معلى كرده در روضهء خلد آساى رضويه مدفون ساختند از آثارش باروى بلدهء طهران و باروى مشهد مقدس و مطلا گردانيدن گنبد مبارك حضرت امام الجن